صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٦٩
طایفهاش درست بکند.
پیغمبر وقتى که از دنیا رفت هیچ چیز نداشت. این هم آن حاکم دوم که دیگر توسعه حکومتش سرتاسر شرق را گرفته بود و تا اروپا هم رفته بود تقریباً، آن هم آن حاکم که زندگیش یک پوست داشت، آنجا شبها روى آن دوتایى زن و شوهر مىخوابیدند که حضرت امیر باشد و فاطمه زهرا سلام الله علیها و روزها علف شتر را روى آن مىریختند که علف بخورد آن. این بارگاه، تخت و بارگاه اعلیحضرت سلطان بود. کار مىکرد، مثل سایر عملهها کار مىکرد نداشت این جایى را، آدم و دستگاه نداشت.نه اینکه کار مىکرد که جمع بکند، کار مىکرد و وقف مىکرد. همان روزى که با او بیعت کردند بیل و کلنگش را برداشت و رفت سراغ کارى که انجام مىداد آنجا یک چشمهاى را مىخواست حفر کند، خودش با دست خودش حفر کرد، وقتى در آمد، تبریکش کو؟ گفت که این تبریک را براى ورثه بگو، بیاور قلم و کاغذ، و قلم و کاغذ آوردند، همان وقت وقف کرد براى یک جهتى. آن هم زندگى و خوراکش که از نان و جو نگذشت، بالاتر نبود، آن هم چند تا لقمه بود. ما یک همچنین حاکمى، دنبال این مىگردیم پیدا نمىکنیم البته، خود ایشان هم فرموده که (خوب شما طاقت ندارید اینقدر، لکن تقوا داشته باشید)
خواسته ملت، اجراى قوانین مترقى اسلامى به دست حاکمان متقى
ما دنبال یک حاکم تقوادار، تقواى سیاسى لااقل داشته باشد، نخورد مال این ملت را، هدر ندهد این ملت را، ما دنبال این مىگردیم. ما مىگوئیم حکومت اسلامى، مىخواهیم یک حکومتى باشد که یک قدرى شبیه باشد به این حاکمهاى ما. آنوقت کجاى حکومت اسلامى دیکتاتورى بوده است که آقایان سخت از این مىترسند. دیکتاتورى چیست؟ حکومت اسلام حکومت قانون است. اگر شخص اول مملکت ما در حکومت اسلامى یک خلاف بکند، اسلام او را عزلش کرده است، یک ظلم بکند، یک سیلى به یک کسى بزند، ظلم است، اسلام او را عزلش کرده، او دیگر قابلیت از براى حکومت ندارد. این دیکتاتورى است؟ حکومت قانون است، قانون خداست. یعنى حاکم، یعنى شخص اول مملکت، اگر یک کسى یک چیزى داشته باشد، شکایتى داشته باشد از او، پیش قاضى مىرود و او را حاضرش مىکند و او هم حاضر مىشود، وظیفه است. حضرت امیر این کار را کرد، ما هم یک همچنین حکومتى مىخواهیم، حکومت قانون. قانون یعنى آن قانون آن هم قانون مترقى اسلام.
اسلام با فساد مخالف است نه با تمدن
اینها مىترساند شما را از حکومت اسلامى، مىگویند اگر حکومت اسلامى باشد زنها را مىکنند توى یک اطاق و درش را قفل مىکنند، تا آخرت توى آن اطاق باقى باشید. زنها در صدر اول اسلام جنگ مىرفتند بیشتر آنها در طول جنگ بودند براى مداواى زخمىها، بیشتر از انتظار..... شما یک سینماى اخلاقى، یک سینماى آموزنده بیاورید، اگر یک کسى با آن مخالفت کرد. با آن مراکز